شهرصورتی
*شهر آشغال
آقای هالوچه شهردار شهر صورتی بود. هر روز وقتی از خانه بیرون می آمد تا به شهرداری برود می دید مردم یک عالمه آشغال توی کوچه و خیابان ریخته اند و کسی هم از این وضع ناراحت نیست. مردم به شهرکثیفشان عادت کرده بودند.کسی از بوی زباله ها و منظره ی زشت کوچه و خیابان ناراحت نمی شد. آقای هالوچه چندبار آگهی استخدام رفتگر و پاکبان داد اما هیچ کس داوطلب این کار نشد. شهر کثیف بود و مردم نسبت به بهداشت و تمیزی آن بی تفاوت بودند.

در این وبلاگ داستانها،شعرها، نمایشنامه ها و ترانه های کودکان و دیگر آثار مرا ملاحظه می کنید.