لی لی حوضک
لی لی حوضک
گنجشکه داشت آب می خورد
افتاد تو حوضک
کلاغه به دادش رسید
از آب بیرونش کشید
گنجشکه گفت:کلاغ جون
کلاغک مهربون
درد نکنه بال تو
خوش باشه احوال تو
به دادِ من رسیدی
منو بیرون کشیدی
بالشُ تکوند و پرید
رفت تا به لونه ش رسید.
پایان
مهری طهماسبی دهکردی
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم فروردین ۱۴۰۳ ساعت 20:48 توسط مهری طهماسبی دهکردی
|
در این وبلاگ داستانها،شعرها، نمایشنامه ها و ترانه های کودکان و دیگر آثار مرا ملاحظه می کنید.