سه بزغاله دانا 🐐 🐐 🐐

يكي بود يكي نبود غير از خدا هيچ كس نبود

يه خانوم بزي بود كه سه تا بچه داشت. او و بچه هاش توي يك خونه ي قشنگ زندگي مي كردند. خونه ي اونها توي يك دشت باصفا و پر ازعلفهاي تازه و گلهاي قشنگ قرار داشت.اونها همسايه نداشتند. فقط يك خونه اونجا بود اونهم خونه ي بزها بود. اسم بچه ها شنگول و منگول و حبه ي انگور بود. خانوم بزي و بابابزي اسم بچه ها را از روي داستان معروف بزبزقندي انتخاب كرده بودند

ادامه نوشته

عید غدیر مبارک

یا علی:

در غدیرخم پیمبر دست ِتو

تا گرفت و گفت از اوصاف تو،

تو برای شیعیان گشتی امام

چون پیمبر کرد حجت را تمام:

«هرکسی را که منم مولای او

شد علی هم رهبر و مولای او»

بعدِ پیغمبرچه محنتها کشیدی یا علی

بهرِ حفظ دین چه زحمتها کشیدی یاعلی

تا نیفتد فتنه در دینِ نبی

لب فرو بستی ز گفتن، یاعلی

دردها انباشتی در سینه ات

شد پر از غم سینه ی بی کینه ات

دردها با کس نگفتی ،جز به چاه

در دل شب ،شاهدت:انجم و ماه

گرچه بودی شیعیان را رهنما

لیک افتادند در راه خطا

دشمنانت آتش کفر و نفاق افروختند

مسلمین را در میانش سوختند

لیک هرکس با تو گردید آشنا

دورماند از آن همه کفر و خطا

عدل و داد و مهر و احسانت،علی

اسوه ای شد بهرِ یارانت،علی

این زمان چون دُرِّ نابی در صدف،

گشته ای مدفون تو در شهر نجف

جان من قربان نامت ،یاعلی

جان فدای آن مرامت،یاعلی

شاعر:مهری طهماسبی دهکردی