به نام خدا

برف و کلاغ

***

برف آمد بی خیال

از درون ابرها

ریخت آرام و سبک

روی بام خانه ها

*

پرده ای پاک و سفید

روی بام خانه است

یک کلاغ با جوجه اش

در میان لانه است

*

رفته است تا آسمان

قار و قار جوجه اش

یک غذای گرم او

خواسته از مادرش

*

مادر جوجه کلاغ

می پرد بر روی برف

قارقاری می کند

جای گفتن،جای حرف

*

تکه ای نان یافته

در میان برفها

قار و قار و قار و قار

می کند شکرخدا

*

با نوک خود آن کلاغ

تکه نان را می برد

توی لانه جوجه اش

تکه نان را می خورد

شاعر:مهری طهماسبی دهکردی