سفره ی شام
سفره ی شام
شش دانه قاشق شش دانه بشقاب
نان و نمکدان یک کاسه ی آب
دیگی پر از آش یک شام ساده
در دور سفره یک خانواده
با مهربانی با هم نشستند
در سینه شادی بر چهره لبخند
گفتند اول نام خدا را
خوردند با هم نان و غذا را
یک سفره ی خوب یک شام دلخواه
بعد از غذا هم الحمدلله
شاعر: مصطفی رحماندوست
+ نوشته شده در جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۸ ساعت 18:57 توسط مهری طهماسبی دهکردی
|
در این وبلاگ داستانها،شعرها، نمایشنامه ها و ترانه های کودکان و دیگر آثار مرا ملاحظه می کنید.